جنگ فقط میدان نبرد را ویران نمیکند. سفره مردم را هم خالی میکند.
وقتی صحبت از جنگ به میان میآید، اولین چیزی که به ذهن میرسد تانکها، هواپیماها و تلفات جانی است. اما پشت پرده این تصاویر، یک فاجعه ساکتتر اما به همان اندازه ویرانگر در جریان است: نابودی شغلها.
جنگ ایران و آمریکا که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، حالا پس از چند ماه، اثرات عمیقی بر مشاغل دو طرف و حتی کسبوکارهای سراسر جهان گذاشته است. در این مطلب بیطرفانه نگاه میکنیم به این جنگ از دریچه اشتغال و کسبوکار.
ایران؛ سونامی بیکاری در کشوری که از قبل در تنگنا بود
اقتصاد ایران سالهاست که تحت فشار تحریمها دست و پنجه نرم میکند. اما جنگ ضربهای به پیکره آن وارد کرده که شاید سالها طول بکشد تا بهبود یابد.
طبق گزارش دویچه وله در ۱۴ آوریل ۲۰۲۶، ایران خسارت جنگ را حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کرده است . این رقم نجومی، فقط هزینه بازسازی زیرساختهاست. هزینه انسانی و اشتغال اما بسیار فراتر از این اعداد است.
صنعت فولاد؛ موتور اقتصادی که از کار افتاد
کارخانه فولاد مبارکه اصفهان، یکی از بزرگترین قطبهای صنعتی ایران، پس از حملات دوم آمریکا و اسرائیل به طور کامل تعطیل شد .
این فقط تعطیلی یک کارخانه نیست. فولاد مواد اولیه صنایع خودروسازی، لوازم خانگی، بستهبندی، قوطیسازی و ساختمان است. وقتی فولاد نباشد، یک زنجیره کامل از مشاغل متوقف میشوند.
نتیجه؟ دستکم ۱۰,۰۰۰ کارگر روزمزد در همین صنعت مستقیماً بیکار شدهاند. و دهها شرکت دیگر که به این کارخانه وابسته بودند، یا تعطیل شدهاند یا با ظرفیت بسیار پایین کار میکنند .
پتروشیمی؛ قلب صنعتی که ایستاد
مجتمعهای عظیم پتروشیمی در عسلویه (پارس جنوبی)، ماهشهر و شیراز که محل کار بیش از ۳۰,۰۰۰ نفر هستند، آسیب جدی دیدهاند .
به گفته عمود شکری، تحلیلگر انرژی و عضو ارشد دانشگاه جرج میسون، بازگرداندن قطبهایی مثل ماهشهر به شرایط عادی، در بهترین حالت حدود دو سال زمان میبرد . دو سالی که این ۳۰,۰۰۰ نفر و خانوادههایشان در بلاتکلیفی به سر خواهند برد.
اخراجهای گسترده در بخش خدمات دیجیتال
شاید عجیب به نظر برسد، اما محدودیتهای اینترنتی اعمالشده در زمان جنگ، ضربه سنگینی به مشاغل دیجیتال زده است.
اسنپ (که گاهی «اوبر ایرانی» نامیده میشود) و پلتفرمهای مشابه با کاهش شدید تقاضا مواجه شدهاند. مردم دیگر توان یا تمایل استفاده از این خدمات را ندارند. گزارشها حاکی از اخراجهای گسترده در این شرکتهاست .
اسماعیل عبدی، فعال صنفی و معلم تبعیدی ایرانی در گفتوگو با دویچه وله میگوید:
«به دلیل محدودیتهای اینترنتی به تنهایی، هزاران فریلنسر، برنامهنویس و تولیدکننده محتوا توانایی کار کردن را از دست دادهاند. در کوتاهمدت، این وضعیت منجر به کاهش درآمد واقعی و افزایش فقر در میان کارگران میشود» .
نمادین اما تلخ: خبرگزاری کار ایران (ایلنا) در ۱۴ آوریل ۲۰۲۶ تمام خبرنگاران خود را اخراج کرد و به قراردادهای فریلنسری روی آورد . خبرگزاری کار، خود قربانی بحران کار شد.
آمریکا؛ نه بمب، بلکه گرانی و بلاتکلیفی
در سوی دیگر میدان، آمریکا مستقیماً مورد حمله نظامی قرار نگرفته، اما کسبوکارهایش در آتش هزینههای سرسامآور و عدم اطمینان اقتصادی میسوزند.
کتاب بژ (Beige Book) فدرال رزرو آمریکا که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، تصویر روشنی از این وضعیت ارائه میدهد .
«حالت انتظار و تماشا»؛ بلایی به نام عدم قطعیت
فدرال رزرو مستقیماً میگوید: «درگیری در خاورمیانه به عنوان منبع اصلی عدم اطمینان ذکر شده است که تصمیمگیری در مورد استخدام، قیمتگذاری و سرمایهگذاری را پیچیده کرده است» .
یعنی شرکتها نمیدانند چه باید بکنند. استخدام نیروی جدید؟ گسترش خط تولید؟ سرمایهگذاری روی پروژه جدید؟ هیچکدام. همه در «حالت انتظار» به سر میبرند. رکود در تصمیمگیری یعنی رکود در ایجاد شغل.
گرانی سوخت؛ کرایه حملونقل دو برابر شد
انقباض تنگه هرمز (که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند) قیمت بنزین آمریکا را به بالای ۴ دلار در هر گالن رسانده. قیمت گازوئیل هم از ۵.۶۰ دلار عبور کرده است .
این اعداد روی کاغذ برای کسبوکارها یعنی چه؟
متیو تران، بنیانگذار برند کفش Birchbury در لسآنجلس، میگوید قبلاً برای هر کانتینر از ویتنام به آمریکا ۳,۵۰۰ دلار میپرداخت. الان این رقم شده ۷,۰۰۰ دلار .
و این تمام ماجرا نیست. زمان تحویل سفارشها هم ۳ تا ۴ هفته بیشتر شده. «این شبیه یک ترافیک سنگین است. حتی اگر مستقیماً از ویتنام به آمریکا میآیم، وقتی همه جا شلوغ است، من هم ضرر میکنم» .
صنعت خدمات؛ اشتغالزای بزرگ در سراشیبی
بخش خدمات (رستورانها، بانکها، فروشگاهها) که بیش از ۸۰ درصد اشتغال آمریکا را تشکیل میدهد، ضربه خورده است.
گزارش ISM (مؤسسه مدیریت تأمین) نشان میدهد شاخص قیمت در این بخش به بالاترین سطح از اکتبر ۲۰۲۲ رسیده. شاخص اشتغال برای اولین بار در چهار ماه گذشته منفی شده است . یعنی شرکتهای خدماتی دیگر استخدام نمیکنند. بعضیها حتی تعدیل نیرو میکنند.
مشاغل کوچک؛ قربانیان اصلی
جنگ برای کسبوکارهای کوچک، یک طوفان کامل است. براندون فرید، مدیر اجرایی انجمن ایرفورواردرز آمریکا، میگوید: «هزینهها در حال افزایش است، مسیرها در حال تغییر، و ظرفیت حمل محدود. همه اینها همزمان اتفاق میافتد و این یک طوفان کامل برای کسبوکارهای کوچک است» .
چند نمونه واقعی:
- صنعت پسته: جارد لورین از شرکت نیکولز فارمز در کالیفرنیا میگوید حدود ۵ میلیون دلار پسته روی آب مانده و نمیتواند به مشتریانش در عربستان و امارات برسد .
- محوطهسازی: جیک ویلسون در کانزاسسیتی که از ۴۰۰ باغ مراقبت میکند، قیمت کود یکباره ۶۰-۷۰ درصد بالا رفته، اما ۷۰ درصد مشتریانش قیمت سالانه را پیشپرداخت کردهاند. تفاوت هزینه با جیب خودش .
- فروشگاه الکترونیک: شرکت Abt Electronics در شیکاگو ماهانه ۲۵,۰۰۰ گالن گازوئیل مصرف میکند. مدیرش صراحتاً میگوید ممکن است مجبور شود «ارسال رایگان» را که مشتریان به آن عادت کردهاند، بردارد .
دو روی سکه؛ یک صنعت سود میبرد
در بحبوحه این ویرانی اقتصادی، یک بخش به طرز عجیبی رونق گرفته: استارتاپهای دفاعی و امنیتی.
گزارش چوسون ایلبو (کره جنوبی) نشان میدهد شرکتهای فعال در حوزه پهپاد، هوش مصنوعی نظامی و رباتیک با اقبال بیسابقهای مواجه شدهاند .
یک منبع آگاه در این صنعت میگوید: «قبلاً ما بودیم که به دنبال جذب سرمایه میگشتیم. اما حالا خودشان زنگ میزنند و میپرسند: «میشود در شما سرمایهگذاری کنیم؟»» .
در کره جنوبی، استارتاپ Weflow که در زمینه نگهداری پیشبینیکننده پهپادها فعالیت میکند، پس از توافق با یک شرکت دفاعی لهستانی، در آستانه جذب سرمایه سری A قرار گرفته .
در آمریکا هم شرکتهایی مثل Anduril و Palantir که در حوزه دفاعی و اطلاعاتی فعال هستند، حضوری پررنگتر از همیشه پیدا کردهاند .
اما این رونق، مختص به معدودی است. بخش عمده اقتصاد از این «فرصت» بیبهره است.
جدول جمعبندی اثرات بر مشاغل
| شاخص / صنعت | در ایران | در آمریکا |
|---|---|---|
| صنایع سنگین | توقف کامل (فولاد مبارکه، پتروشیمیها)؛ ۳۰,۰۰۰+ بیکار | افزایش هزینه مواد اولیه (پلاستیک، کود) |
| حملونقل | اختلال در واردات به دلیل محاصره بنادر | هزینه حمل کانتینر ۲ برابر شد (۳,۵۰۰ → ۷,۰۰۰ دلار) |
| خدمات | اخراج گسترده در پلتفرمهای آنلاین (اسنپ، ایلنا) | کاهش استخدام در رستورانها و فروشگاهها (شاخص اشتغال منفی) |
| کشاورزی / صادرات | نابودی محصولات صادراتی (پسته، مواد غذایی) | ۵ میلیون دلار پسته سرگردان در دریا |
| کسبوکار کوچک | فروپاشی تحت فشار گرانی و قطعی | «حالت انتظار»؛ عدم سرمایهگذاری و استخدام |
| صنایع دفاعی | نابودی (هدف حملات) | رشد انفجاری (پهپاد، AI، رباتیک) |
جنگ برای مشاغل چه معنایی دارد؟
شاید مهمترین جمله در تمام این گزارشها، جملهای است که فدرال رزرو از زبان یک کسبوکار آمریکایی نقل کرده:
«خانوارهای با درآمد کم تا متوسط نمیتوانند همزمان از پس دستمزدهای پایین، تعرفهها و تورم بر بیایند» .
این یک حقیقت جهانی است. جنگ مثل یک ماشین بزرگ، ابتدا فقیرترین و آسیبپذیرترین قشر جامعه را زیر چرخ میگیرد. کارگران روزمزد در ایران، صاحبان مشاغل کوچک در آمریکا، کشاورزانی که محصولشان روی آب مانده، هیچکدام تقصیری ندارند. اما هزینه جنگ را دقیقاً آنها میپردازند.
حرف آخر
دویچه وله در گزارش خود از قول اسماعیل عبدی، فعال صنفی ایرانی، نقل میکند: «این جنگ باید قبل از اینکه هزینههای انسانی و اجتماعی آن غیرقابل برگشت شود، پایان یابد» .
آمارها و گزارشها هر روز بهروز میشوند. اما یک چیز ثابت است: جنگ، هر جا که باشد و هر که برنده میدان باشد، بازندگان اصلیاش همیشه کارگران و کسبوکارهای کوچک هستند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه