راستش را بخواهی، همه ما یک جای دلمان میخواهیم ایتان هانت باشیم.
نه لزوماً به خاطر موتورسیکلتسواری روی پشت بام دبی یا آویزان شدن از هواپیمای بلندشده. بیشتر به خاطر آن گجتهای باحالی که تام کروز هر فیلم یک مدل جدیدش را از جیبش درمیآورد.
ماسکهایی که چهره را عوض میکنند. عینکهایی که هر اطلاعاتی را جلوی چشمت میریزند. دستگاههای انفجاری به اندازه یک خودکار. راستش را بخواهی، بعضی از این گجتها آنقدر خوب طراحی شدهاند که آدم را به وجد میآورند.
در این مطلب از بین تمام فیلمهای این مجموعه (که از ۱۹۹۶ تا حالا ۷ قسمت دارد)، ۵ گجت را انتخاب کردهام که اگر واقعی بودند، زندگی روزمرهمان را حسابی جذابتر میکردند.
۱. ماسکهای سیلیکونی تغییر چهره؛ شعبدهبازی با هویت
احتمالاً محبوبترین گجت کل مجموعه. ایتان هانت و تیمش در کمتر از یک دقیقه، با کشیدن یک ماسک سیلیکونی نازک، میشوند هرکسی که میخواهند. صداشان هم تغییر میکند. حتی حرکت سر و نحوه خندیدنشان را هم کپی میکنند.
اگر این ماسک واقعی بود، چه کارها که نمیشد کرد.
میتوانستی به جای رئیست وارد جلسه بشوی و اعلام کنی «همه امروز تعطیل هستند». میتوانستی در مهمانیهای فامیلی به جای عمهات حرف بزنی و همه ذوق کنند. یا اگر خجالتی هستی، به جای خودت در یک مصاحبه کاری شرکت کنی (البته این یکی شاید کلاهبرداری باشد، نه؟).
واقعی که نه. اما شرکتهای ژاپنی و هالیوودی سالهاست روی ماسکهای سیلیکونی با کیفیت بالا کار میکنند. چیزی که الان داریم، ماسکهای ایستا و غیرقابل تغییر صدا است. نه آن چیزی که در فیلم میبینیم.
۲. لنزهای تماسی واقعیت افزوده؛ اینترنت جلوی چشمانت
در جدیدترین قسمتهای مجموعه، شخصیتها از لنزهای تماسی کوچکی استفاده میکنند که روی چشمشان قرار میگیرد. همین که به کسی نگاه میکنند، تمام اطلاعاتش را میبینند: اسم، سابقه، وابستگیها، حتی اینکه اسلحه دارد یا نه.
تصور کن با همین لنزها وارد یک کافیشاپ میشوی. لنز برایت مینویسد: «این پیشخدمت اسمش امیر است، قهوه را با شیر بادام دوست دارد، سه سال است اینجا کار میکند، امتیازش ۴.۸ از ۵ است.» یا در یک مهمانی، لنز نشانت میدهد کدام آدمها سلیقه مشترک با تو دارند.
اپل، گوگل و متا سالهاست روی عینکهای واقعیت افزوده کار میکنند. اما لنز تماسی؟ فعلاً در حد آزمایشگاه است. مشکل اینجاست که گذاشتن باتری و پردازنده روی یک لنز نازک، فعلاً غیرممکن به نظر میرسد. اما شاید تا ۲۰ سال دیگر…
۳. دستگاه اسکن و پرینتر سهبعدی جیبی؛ از هیچی، هر چیزی
در یکی از صحنههای فیلم، شخصیتها یک شیء کوچک را اسکن میکنند و چند ثانیه بعد، یک دستگاه جیبی کپی دقیق آن را بیرون میدهد. مثل این میماند که یک پرینتر سهبعدی در ابعاد یک پاوربانک داشته باشی.
اگر این گجت واقعی بود، قضیه فرق میکرد.
کلید ماشینت را گم کردهای؟ فقط یک نمونه از آن را که در کشو داری، اسکن کن و یک کپی جدید بگیر. ساعت مچیات شکست؟ از ساعت دست چپت یک کپی سهبعدی بگیر. حتی میتوانستی برای دوستت یک مجسمه کوچک از صورت خودت درست کنی و به عنوان کادو بدهی.
پرینترهای سهبعدی امروزی بزرگ، گران و کند هستند. یک شیء ساده ممکن است چند ساعت طول بکشد. نمونه جیبی و سریع؟ فعلاً در قلمرو علمتخیلی است.
۴. خودروی بامو سری ۷ با قابلیت پارو کردن موانع (و صفحه نمایش ضد گلوله)
در فیلم «ماموریت غیرممکن: فالاوت»، ایتان هانت با یک بامو سری ۷ مشکی در خیابانهای پاریس ماشینبازی میکند. اما قابلیت خاص این ماشین فقط سرعت نیست. یک صفحه نمایش لمسی بزرگ در داشبورد دارد که کنترل تمام سیستمها را در دست میگیرد. و جالبتر از همه، صندلی عقب آن یک صفحه نمایش ضد گلوله است که از عقب ماشین بالا میآید و از مسلسلهای دشمن محافظت میکند.
حالا فرض کن این ماشین را سوار میشوی.
صفحه نمایش ضد گلوله را شاید در تهران به کار نبری (امیدوارم). اما آن پنل لمسی بزرگ و هوشمند که همه چیز ماشین را کنترل میکند؟ چه کسی دوست ندارد داشبورد ماشینش مثل یک آیپد ۲۷ اینچی باشد. ضمن اینکه ماشین طوری است که با یک دکمه، دوربینهای اطراف را فعال میکند، مسیرهای جایگزین را نشان میدهد، و حتی میتوانی از راه دور آن را هدایت کنی.
بامو واقعاً این ماشین را ساخته (برای فیلم). اما قابلیتهای ویژهاش مثل صفحه نمایش ضد گلوله و پارو کردن موانع، فقط برای دوربین بوده است. نسخه واقعیاش همان ماشین لوکس معمولی است، نه یک قلعه متحرک.
۵. دستگاه بخیهزن هوشمند و بندآورنده خونریزی
در چند صحنه از فیلمهای اخیر، ایتان هانت یا یکی از اعضای تیم زخمی میشود. اما جای نگرانی نیست. یک دستگاه کوچک شبیه به خودکار روی زخم میکشند و در عرض چند ثانیه، خون بند میآید و زخم بسته میشود. بدون سوزن، بدون نخ، بدون درد.
این گجت اگر واقعی بود، انقلابی در پزشکی ایجاد میکرد.
تصادف کردی و دستت بریده؟ یک بار کشیدن این دستگاه روی زخم، کار اورژانس را برایت انجام میدهد. جراحی ساده داری؟ بعد از عمل، به جای بخیه زدن با سوزن و نخ که جای زخم به جا میگذارد، با این دستگاه زخم بسته میشود. حتی برای مصارف نظامی و امداد و نجات، این دستگاه میتوانست جان هزاران نفر را نجات دهد.
واقعیت این است که اسپریهای بندآورنده خون و چسبهای پوستی امروزی وجود دارند، اما نه با آن قدرت و سرعت فیلم. دستگاه خودکاری که عمق زخم را تشخیص دهد و لایه به لایه آن را ببندد، هنوز در حد ایده است.
یک مقایسه سریع (برای کسانی که عجله دارند)
| گجت | کاربرد در فیلم | کاربرد در زندگی واقعی | چرا واقعی نیست؟ |
|---|---|---|---|
| ماسک تغییر چهره | جعل هویت در چند ثانیه | مهمانی، شوخی، فرار از دست کسی | کپی کردن حرکت و صدا ممکن نیست |
| لنز واقعیت افزوده | نمایش اطلاعات روی چشم | تشخیص افراد، راهنمایی شهری | باتری و پردازنده در لنز نمیگنجد |
| پرینتر سهبعدی جیبی | کپی کردن هر شیء در لحظه | ساخت قطعات گمشده، کاردستی | تکنولوژی فعلی بزرگ و کند است |
| ماشین باموی ویژه | فرار، مسلسل، صفحه ضد گلوله | رانندگی لوکس و ایمن | خودروی نمایشی بوده، نه تولید انبوه |
| دستگاه بخیهزن | بستن زخم در چند ثانیه | کمکهای اولیه، جراحی | تکنولوژی بافت عمقی وجود ندارد |
اما راستش را بخواهی…
بعضی از این گجتها شاید هیچ وقت واقعی نشوند. ماسکهای تغییر چهره آنچنانی احتمالاً غیرممکن هستند. لنزهای واقعیت افزوده شاید ۵۰ سال دیگر بیایند.
اما نکته جالب اینجاست: خیلی از چیزهایی که در فیلمهای قدیمی ماموریت غیرممکن دیدیم، امروز واقعی شدهاند.
اسکن عنبیه چشم برای باز کردن قفل گوشی؟ هست. پهپادهای کوچک جاسوسی؟ هست. ردیابی موقعیت لحظهای با ماهواره؟ هست. شاید ۲۰ سال دیگر بچهها این مطلب را بخوانند و بگویند «چه فیلم قدیمیای، همه این گجتها که الان عادی هستند.»
تا آن روز، فقط میماند آرزوی ماسکهای تغییر چهره و پرینترهای جیبی. و البته تماشای دوباره فیلمهای ماموریت غیرممکن، برای هزارمین بار.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه